![]() |
![]() |
|
|
نمی دونم شما ها هم مثل من هستید یا نه ... من به روز تولد خیلی اهمیت میدم و همیشه سعی می کنم تولد عزیزام یادم بمونه ... خیلی سخته از یکی توقع داشته باشی ولی فراموش کنه ... اگه بیاد سراغ وبلاگم مطمئنم که می فهمه که با خودشم ... چون من روز تولدش رفتم سراغ وبلاگش و تولدش و تبریک گفتم و لی اشکال نداره دارم کسایی رو که دوستشون دارم و برام ۱ دنیا می ارزند . اول از همه از بهوونه ی عزیزم تشکر می کنم و می خوام بدونه چقدر دوستش دارم ... دوم سحر عزیزم و نازی جون خب خونوادم که جای خود دارند و همیشه یادشون میمونه از یک هفته قبل از تولدم یادشون هست تا روز تولدم
همین جا از همشون ممنونم و می خوام بدونند که برایم خیلی خیلی عزیزند
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 18 شهریور1385ساعت 3:25 بعد از ظهر توسط بهونه |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 18 شهریور1385ساعت 3:9 بعد از ظهر توسط بهونه |
|
|
رسم زتدگی این است یک روز کسی را دوست داری و روز بعد تنهایی به همین سادگی! او رفته است و همه چیز تمام شده است مثل یک مهمانی که به آخر می رسد و تو به حال خود رها می شوی چرا غمگینی؟ این رسم زندگی است. |
|
+ نوشته شده در
شنبه 18 شهریور1385ساعت 2:51 بعد از ظهر توسط بهونه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
بهونه هستم و اين وبلاك رو به تنها بهوونه براي زنده بودنم تقديم مي كنم
|
|
RSS
|