![]() |
![]() |
|
|
چیست این باران که دلخواه من است؟ زیر چتر او روانم روشن است. چشم دل وا می کنم قصه ی یک قطره باران را تماشا می کنم: در فضا، همچو من در چاه تنهایی رها، می زند در موج حیرت دست و پا، خود نمی داند که می افتد کجا! . . . با تب تنهایی جانکاه خویش، زیر باران می سپارم راه خویش!
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 11 خرداد1387ساعت 1:44 بعد از ظهر توسط بهونه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
بهونه هستم و اين وبلاك رو به تنها بهوونه براي زنده بودنم تقديم مي كنم
|
|
RSS
|